ایچیگو

? 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘧 𝘐 𝘧𝘭𝘺

ایچیگو

? 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘧 𝘐 𝘧𝘭𝘺

!Make a wish

۳ مطلب با موضوع «افکار در هم و برهم» ثبت شده است

می‌گوید: "اگر چیزی نتواند مرا بِکُشد، نوستالژیا می‌تواند."

نه برایش کَف زدم و نه به نشانه تصدیق سر تکان دادم. اما میدانستم توانسته چیزی را در درونم فرو بریزد؛ شاید هم قطره اشکی را از گوشه ی چشمم.

گذشته برایم آوای عجیبی دارد. فکر کردن به آن، مرا به صحنه ی تئاتری که به آن دعوت نشده ام پرت میکند. در ردیف اول، سر جایی که از قبل برایم تعیین شده، خشک میشوم. تمام بدنم سِر شده است.

بازیگران با چهره های تار، نمایش را آغاز میکنند و صدای خنده ی یکی از آنها به گوش هایم آشنا می آید. شاید من باشم. نمیدانم. صورت ها ماسکه و گریم شده است، نمیتوانم تشخیص دهم.

  • ۱۱ بهمن ۰۴ ، ۱۷:۰۰
  • لیـمو؛ ‌‌

اما گاهی اوقات با خودم فکر میکردم که شاید این همه راه را آمده بودم تا فقط بفهمم چیزی را که "واقعا" در طلبش بودم، پشت سرم جای گذاشتم.

در هوای رقیق - جان کراکائور

  • ۰۷ بهمن ۰۴ ، ۲۱:۲۱
  • لیـمو؛ ‌‌

خیره موندن به کلمات در حالیکه شیار های پیچ در پیچ مغزم توانایی پردازش هیچ حسی رو ندارن، قرار نیست کمکی کنه. انگار، بازهم مثل هر دفعه، توی دنیای مه گرفته‌ی افکارم، گیج و مبهوت، تنها موندم.

"آیا قبل تر ها این شکلی بود؟" نمیدونم راجب منه یا چیزهایی که هر روز صبح، بدون آمادگی دارم از سر میگذرونم؛ اما هر چی که هست، یه بخش از من داره مقاومت میکنه... درست مثل اسبی که میخواد با شیهه کشیدن سوارش رو بترسونه. اسبِ سرکش توانم رو ازم گرفته و کلمات حالا، جمله میشن و مثل سرب داغ از گلوم بالا میان. شاید وقتشه ذره ذره بالا بیارمشون.

  • ۰۳ بهمن ۰۴ ، ۱۶:۲۹
  • لیـمو؛ ‌‌
ایچیگو

‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌- `꧖ .° -
,The stars nodded
,the ocean agreed
,the flowers chorused
"Bloom now - bloom free"
.rise, again ـــــــــ

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ Tess Guinery-

پربیننده ترین ها
بیشتر دوست داشتید
آخرین نظرات